تبليغاتX

88/08/20

انقدر به تاریکی لعنت نفرست... یک شمع روشن کن.

"کنفوسیوس"

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 14 |  لینک ثابت   • 

88/08/19

so far away

In the coldest time of year,
Darkness all around my heart.
I was alone but didn't fear
To wander in the light of stars.
In the bright and silent night,
Winds would knock and disappear.
Still I felt the feeling near,
Like the first time you were ever here.
You're so far away,
So far away,
You left me,
You told me you would stay.
You never said goodbye
And I'll keep asking why,
I keep on asking how,
Oh come unto me now.
I have breathed the morning air,
I have heard the four winds blow.
I was weary but prepared to follow
Down this lonely road.
In the room where lovers sleep,
Winds would knock and disappear.
Still I felt the music near,
Like the first time we were ever here.
You're so far away,
So far away,
You left me,
You told me you would stay.
You never said goodbye
And I keep wondering why,
I keep on wondering how,
Oh come inside me now.

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 11 |  لینک ثابت   • 

88/08/11

آخرین رمان پل استر همزمان با چاپ جهانی در ایران منتشر شد

رمان «ناپیدا» آخرین اثر پل استر، نویسنده آمریکایی، با ترجمه خجسته کیهان، همزمان با چاپ جهانی این کتاب در ایران نیز منتشر شد. نشر افق که انتشار ترجمه فارسی مجموعه آثار این نویسنده را دنبال می‌کند، پیشتر نیز پس از خرید حق نشر اقدام به انتشار ترجمه فارسی کتاب‌های استر کرده است.

نشر افق، ناشر اکثر آثار پل استر، حق انتشار این کتاب (کپی‌رایت) را، خریداری کرده و ترجمه خجسته کیهان از این رمان، همزمان با چاپ جهانی آن در ماه نوامبر در ایران هم منتشر شد. 


استر رمان «ناپیدا» را امسال نوشته است، نسخه اصلی انگلیسی این کتاب با نام «Invisible» منتشر شد.

خانم کیهان که پیش‌تر برخی از آثار استر را به فارسی ترجمه کرده درباره رمان «ناپیدا» مي گويد:

استر در این رمان خاطراتی مردی رو به مرگ و زوال را دنبال می‌کند. این مرد که «آدام واکر» نام دارد، خودش خاطراتش را به صورت یک زندگی‌نامه نوشته است و می‌خواهد این نوشته‌ها را برای چاپ به یکی از دوستانش که نویسنده است بسپارد. در خلال این ماجرا داستان به درون خاطرات این مرد می‌رود و ماجراهای زندگی او را می‌کاود. از جمله جنایتی تکان‌دهنده که در ماجرای داستان بسیار تاثیرگذار است.

این مترجم سبک نگارش رمان «ناپیدا» را بسیار شبیه به سایر آثار استر دانست و توضیح داد: همانند سایر آثار استر در این کتاب هم داستان‌ها در دل هم و به صورت تودرتو نقل می‌شوند. بخشی از کتاب شباهت‌هایی به گونه ادبیات معمایی پیدا می‌کند، اما ویژگی آن حالت روان‌شناسانه اثر است. استر در این اثر روان‌شناسی و شخصیت‌شناسی خاصی از شخصیت‌های داستان خود عرضه می‌کند.

کیهان همچنین تاکید کرد: یکی دیگر از نکات جالب توجه رمان «ناپیدا»، تصویر کردن شخصیتی بسیار منفی و شرور توسط پل استر است. در اکثر آثار استر شخصیت‌های منفی وجود دارد، اما این نویسنده در رمان جدید خود پردازش شخصیت منفی در داستان را به اوج رسانده است.

از پل استر تاکنون بیش از بیست عنوان کتاب (گاه با دو ترجمه متفاوت)، راهی کتاب‌فروشی‌های ایران شده‌اند، تا استر در کمتر از پنج سال، به نویسنده‌ای پرخواننده در ایران تبدیل شود.

اين نويسنده با نام كامل پل بنجامين استر در تاريخ 3 فوريه 1947 ميلادي در  نیویورک از پدر و مادری متعلق به طبقه متوسط به دنیا آمد. او در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و مدرک لیسانس و فوق لیسانس خود را از این دانشگاه دریافت کرد. استر بعد از پایان تحصیلاتش به فرانسه رفت و چهار سال در این کشور زندگی کرد و سپس در سال ۱۹۴۷ به آمریکا بازگشت. استر پس از بازگشت به آمریکا با لیدیا دیویس نویسنده امریکایی ازدواج کرد، ولی این ازدواج دوام نیاورد و به طلاق انجامید. او در سال ۱۹۸۱ با سیری هوست‌وت رمان‌نویس و روزنامه‌نگار، آشنا شد و با او ازدواج کرد. این زوج در حال حاضر با یکدیگر در بروکلین (نیویورک) زندگی می‌کنند.

شهرت استر بیش‌تر به خاطر مجموعه «سه‌گانه نیویورک» به دست آمده است. همچنین از فیلمنامه‌های او می‌توان به «لولو روی پل» اشاره کرد. این نویسنده همچنین بخشی از شهرت خود را مدیون برخی از رمان‌های معمایی است که از کارهای اولیه او را در نویسندگی بوده‌اند.

 
استر تا به امروز بیش از ۱۰ رمان و مجموعه داستان(در مجموع ۱۵ اثر)، یک مجموعه شعر، ۵ نمایشنامه و فیلمنامه و سه مجموعه مقاله یا زندگی‌نامه خودنوشت (autobiography)، به چاپ رسانده است. وی همچنین ۶ کتاب ترجمه شده و جمع‌آوری سه مجموعه داستان از نویسندگان مختلف را نیز در کارنامه فرهنگی خود ثبت کرده است.


نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 14 |  لینک ثابت   • 

88/08/11

ترجمه،‌ چیدمان هنرمندانه کلمات در ساختارهای با معنا و زیبا

ترجمه از آن کارهاي پر زحمتي است که هيچوقت به چشم نمي‌آيد. ترجمه برگرداندن يک اثر هنري يا علمي به يک زبان ديگر است. در ظاهر، يک فرهنگ لغت و يک فرد تاحدودی آشنا به زبان مبدا برای هرنوع ترجمه‌ای کافيست. اما واقعيت ماجرا اين نيست.

دانشجويان نگران و با عجله در دارالترجمه صف کشيده‌اند و مشغول چانه‌زني با مسوول آنجا هستند. - آقا! من که همه لغات را درآوردم ولي باز هم نتوانستم ترجمه‌اش را بنويسم. حداقل سفارش كنيد مترجم زودتر انجام بدهد.  برگه‌ها با معادل کلمات حتي ساده، سياه شده بودند؛ ولي در فارسي قابل فهم نبود. هرچند متن انگليسي روان و ساده بود. قطعا اين اولين و آخرين دانشجويي نبوده كه در چنين وضعيتي گرفتار شده است.

هميشه عده‌اي هستند كه ترجمه را کاري پيش پا افتاده و ساده مي‌دانند و فکر مي‌کنند با استفاده از ديکشنري مي‌توانند همه لغات را ترجمه کنند. ولي وقتي دست به قلم مي‌شوند، مي‌بينند كه كاري از پيش نمي‌برند. 

آيا واقعا ترجمه، همين پيدا کردن لغات در ديکشنري است؟ اگر اينطور است پس اين مشکل از کجا ناشي مي‌شود؟ 


زبان‌ها کلمات هم‌معنی ندارند
افرادي که ‌در مورد ترجمه اينگونه فکر مي‌کنند تجربه‌اي در اين زمينه ندارند.

پيدا كردن لغات در ديكشنري تنها يكي از مراحل ترجمه است؛ ولي همان هم بسيار مهم است. اينكه در فرهنگ لغت اولين معني را براي كلمه‌اي پيدا كنيد و در متن استفاده كنيد، همان اتفاقي است كه براي بسياري از دانشجويان مي‌افتد و در دارالترجمه‌ها به چشم مي‌خورد. در هيچ زباني دو کلمه هم معني کامل پيدا نمي‌شود. 


اين بدين معناست که ممکن است کلمات معناي مشابه داشته باشند اما کاربرد آنها در جملات متفاوت است و نمي‌توان اين کلمات را به جاي يکديگر استفاده کرد. مترجم بايد اين آگاهي و دانش را داشته باشد تا هميشه بهترين و مناسبترين کلمه را براي ترجمه خود استفاده کند تا نزديکترين معني و کاربرد را به واژه اصلي داشته باشد.

تصور اینکه ترجمه کار ساده‌ای است و با یک فرهنگ لغت معمولی انجام می‌شود، تصوری است که از ناآگاهی از این فرایند پیچیده ایجاد می‌شود. ترجمه فرایندی است که نیازمند هوشیاری کامل و آگاهی تمام و کمال از جنبه‌های مختلف چند زبان دارد.

چه عوامل ديگري در ترجمه دخيلند
مهمترين تسلط مترجم به هر دو زبان است. پیتر نیومارک مي‌گويد: ترجمه به چند عامل بستگی دارد که مترجم بايد آنها را مورد توجه قرار بدهد: 

الف) عامل فرهنگی. ترجمه ابزاری فرهنگی است. از سويي متن اصلی را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند و از سوي ديگر متن اصلی باید با کمترین تغییر ترجمه شود تا بیانگر شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد.

عامل زبانی از ديگر عوامل تاثيرگذار در ترجمه است. مترجم باید تا حد امکان کلمات و تعبیرات نویسنده را به کار ببرد و از این راه زبان مقصد را غنی کند و از طرف ديگر از به کار بردن کلمات و تعبیرات نویسنده که زبان مقصد را فاسد می‌کند، پرهیز کند.

ب) عامل اخلاقی. بدين معنا که مترجم باید لفظ به لفظ به نویسنده متعهد باشد؛ اما در عين حال باید به روح اثر هم متعهد باشد. 

ج) عامل زیباشناختی. مترجم باید با نقض قراردادهای عرفی زبان مقصد و آشنایی‌زدایی، غرابت زبانی متن اصلی را تا حد امکان به ترجمه منتقل کند. 

مکانیسم درک و انتقال معنی در ترجمه که در ذهن مترجم اتفاق می‌افتد و متأثر از ملاحظات متعدد از جمله ملاحظات زبانی و فرهنگی است با روح مترجم در ارتباط است.

در پايان
این ایده که فقط به صرف داشتن فرهنگ لغت می‌توان ترجمه کرد کاملا مطرود است. نگاهی به ترجمه‌های ماشینی برخی از سایت‌ها و نرم‌افزارها که فقط به برابرسازی برای کلمات می‌پردازند، موید این امر است و این ترجمه باز هم برای ویرایش و آماده‌سازی نهایی نیازمند هنر انسانی است. ترجمه فقط کنار هم گذاشتن کلمات نیست؛ بلکه چیدمان هنرمندانه کلمات در قالب‌ها و ساختارهای با معنا و زیباست. اگر ویژگی‌های یک مترجم خوب را نگاه کنیم می‌بینیم که ترجمه آنچنان که به نظر می‌رسد ساده نیست. 

ترجمه چيزي بيشتر از كنار هم قراردادن لغات است. تسلط مترجم به هر دو زبان اهميت فوق‌العاده اي دارد. درک و فهم صحيح مترجم از متن و برگرداندن آن به گونه‌اي که به سبک و زبان نويسنده باشد،مسائلي است که ترجمه را شکل مي‌دهد.

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 14 |  لینک ثابت   • 

88/08/11

آهنگهاي يادگيري انگليسي براي كودكان

آهنگهاي يادگيري انگليسي براي كودكان

دانلود بخش اول

دانلود بخش دوم

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 14 |  لینک ثابت   • 

88/08/10

ليست پيشوندها و پسوندهاي انگليسي

http://www.indodic.com/affixListEnglish.html

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 9 |  لینک ثابت   • 

88/08/10

کتاب داستانی "Great Expectations" اثر چالرز دیکنز






کتاب    " آرزوهای بزرگ " » "Great Expectations"  نام دارد  اثری  جاودانه  از " چالرز دیکنز  ".


شرح کتاب :


پسری که در فقر به دنیا می آید و در فقر نیز  بزرگ می شود . پسر  به همراه خواهرش و شوهر خواهرش  زندگی  می کند.  ماجرا زمانی اوج می گیرد که اعلام می شود  یک زندانی  از زندان بزرگ شهر فرار کرده است و  climax داستان دیدار پسرک با دزد  فراری است که زنجیر در پا دارد .



درباره نویسنده : http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Dickens



درباره کتاب  بیشتر بدانید : http://en.wikipedia.org/wiki/Great_Expectations


جزئیات کتاب :

856 صفحه

فرمت : PDF

حجم : 630 کیلوبایت

زبان :  انگلیسی


دانلود

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 9 |  لینک ثابت   • 

88/08/10

آليس مونرو شمايل داستان‌نويسي امروز

آتوود از مونرو مي‌گويد


«آليس مونرو» داستان‌نويس مشهور كانادايي سه ماه پيش جايزه بين‌المللي بوكر را براي يك عمر فعاليت ادبي از آن خود كرد. مارگارت آتوود ديگر نويسنده نامدار كانادايي اخيرا درباره مونرو كه حالا ديگر 77 ساله است، يادداشتي نوشته است.
به گزارش گاردين، به افتخار «آليس مونرو» تنديسي بزرگ و برنزي در «اونتاريو»ي كانادا زادگاه او ساخته شده است. اين تنديس برنزي، دختر جواني را نشان مي‌دهد كه روي چمن‌هايي از برنز، كتابي برنزي مي‌خواند. اين مجسمه در شهري بنا شده كه زماني مونرو سخت‌ترين انتقادهاي خود را نثار آنها كرد.

زماني از او ‌پرسيدم اين انتقادهاي كوبنده براي چه بود؟ او گفت مردم فكر مي‌كنند كه در كتاب‌هايم آنها را مورد خطاب قرار داده‌ام. و من ادامه دادم آيا واقعا اين كار را كرده‌اي؟ او در چشمانم خيره ‌شد و گفت : مردم هميشه اين طور فكر كرده‌اند.

با نگاهي به گذشته از خود مي‌پرسم چطور اين مجسمه برنزي ساخته شد؟ باغ ادبي اي كه به افتخار او آليس مونرو ناميده شد، چطور؟ يا تور گردشي كه به احترام او براي بازديد از وينگهام زادگاه مونرو برپا مي شود؟ انتشار داستان‌هاي او در مجله نيويوركر چطور عملي شد؟ و نيز انتشار هزاران جلد كتاب جلد سخت و جلد شوميز و بردن چندين جايزه كه دو جايزه «فرماندار كل كانادا» و دو جايزه معتبر «گيلر» هم در ميان آنها ديده مي‌شود؟  و حالا هم جايزه بين‌المللي بوكر براي يك عمر فعاليت ادبي به آنها اضافه شده است... در آغاز كار، چه كسي مي‌توانست فكر كند كه آليس مونرو زماني داراي مجموعه آثار منتشر شده شود؟  

اين يك سفر طولاني بود. آليس مونرو در جنوب غربي اونتاريو در دوران بحران اقتصادي دهه 30 و 40 كه دوره مناسبي براي درخشش هنر در كانادا نبود، رشد كرد.  

او زماني شروع به انتشار كتاب‌هايش كرد كه تنها مشوق براي اين كار، راديوي CBC و برنامه گلچين ادبي آن بود. اين برنامه به وسيله «رابرت ويور» توليد مي‌شد. چارچوب اين برنامه حمايت از شعر و داستان كوتاه در برابر رمان بود ؛ راهي براي ايجاد اين انديشه كه بايد به ارزش و قدرت هر كلمه‌اي كه براي صحبت كردن از آن استفاده مي‌كني، فكر كني.

از ميان همين برنامه بود كه «مونرو» براي نخستين بار استعداد ويژه‌اش را نمايان كرد. او نشان داد مهم اين است كه مردم چگونه صحبت مي‌كنند، نه تنها آنچه آنها با نيت بيان مي‌كنند. آن چه مي‌پوشند و اين كه چگونه از آنچه پوشيده‌اند احساس شرمساري مي‌كنند، همه اينها مهم است. تنها آنچه آن‌ها پنهاني انجام مي‌دهند، نيست كه اهميت دارد. مانند ويليام تروور - و اين جاي تعجب ندارد كه مونرو او را تحسين مي‌كند - كاراكترهاي مونرو نيز به شدت در ميان مرزهايي دقيق، زندگي مي‌كنند، از آنچه انجام مي‌دهند مي‌شكفند  و به چيزي متوسل مي‌شوند كه ممكن است براي ديگري بسيار بي‌ارزش و جزيي باشد.  

حتي آن مرزهاي تنگ و فشرده هم هنوز نمي‌تواند همه آن چيزي باشد كه بايد به حساب آورد : درخشش‌هاي واقعي روح و رنگ باختن برداشت‌هاي قبلي هم اهميت دارد. نگراني‌هاي ماندگار در داستان‌هاي مونرو جايي خاص دارد ؛ وفور لحظات دردناك،متزلزل و بولهوسانه و احساسي شبيه لغزيدن روي يخ ...

شخصيت‌هاي او با انگيزش‌هاي دوگانه خود روبه رو مي‌شوند : تو ارزش آفريدن هنر را داري، اما براي انجام اين كار خودت را به تمسخر مي‌گيري. تو از انتقاد كردن به چيزي كه در خود واقعي‌ات رشد مي‌كند فرار مي‌كني، فقط براي اين كه نفهمي كه خودت را پشت خودت جا گذاشته‌اي. تو ريشه‌دار در جايي كه به آن اعتماد داري مي‌ايستي، تا سرانجام له شوي و  آن وقت از آن دچار حيرت شوي. تو هر يك از جزييات گذشته را به خاطر مي‌آوري، هر خشونت و دشمني و كينه را، در حالي كه خاطره‌اي را مجسم مي‌كني كه زماني مثل پوست بدنت به تو نزديك بود و حالا طي زمان از تو فاصله گرفته و به صورت چيزي خنثي درآمده است. هنوز اين جابه جايي مي‌تواند دگرگون شود : مثل كنده شدن كاغذ ديواري با گذشت زمان كه طرح جديد و تازه زير آن دوباره رو مي‌آيد.

آليس مونرو اغلب با چخوف، نويسنده مطرح روسي مقايسه مي‌شود. اما شايد او بيشتر شبيه «سزان» باشد. يك سيب مي‌كشي، يك سيب ديگر دوباره مي‌كشي،‌ با وجود اين كه كل موضوع كاملا شبيه هم است، اما به يك چيز عحيب تبديل مي‌شود، درخشان و اسرارآميز؛ اما هنوز هم يك سيب است.

بعد از همه اينها آيا او مثل يك راز عجيب نيست؟ جورج هربرت مي‌گويد :«تو با همان چيزهاي جزيي، بزرگي‌ات را به رخ مي‌كشي، اما نه در هر چيزي» و آليس مونرو هم همين طور است.

مارگارت آتوود
ترجمه : مرجان آقبلاغي

منبع : IBNA

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 9 |  لینک ثابت   • 

88/08/10

كوه كن

کوه کن گفتم که شیرین داد دادت یا نداد

گفت دادم داد، اما داد از این دادی که داد

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 9 |  لینک ثابت   • 

88/08/09

Great people talk about Ideas

Average people talk about things

Small people talk about other people


لطفا غيبت نكنيد

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 17 |  لینک ثابت   • 

88/08/09

استفاده از موسیقی برای تقویت انگلیسی -نوشته : امیر حمیدی

 در رابطه با نحوه استفاده از موسیقی برای افزایش مهارت در تکلم و مهارت گوش دادن (Listening) من رو بر اون داشت تا استراتژی های مناسبی رو که یک فرد می تونه هنگام گوش دادن به موزیک استفاده کنه تا مهارتاش بالا بره رو معرفی بکنم:

اول اینکه همیشه توجه داشته باشید هر آهنگی مناسب نیست، از ابعاد مختلفی می شه به قضیه نگاه کرد، حالا چه موسیقی هایی که از نظر اخلاقی و چه از نظر محتوایی دارای ارزش خاصی نیستند رو توصیه نمی کنم. چون شاید در کنار کمی افزایش مهارت های شما آسیب های روحی رو هم وارد کنه، لذا در انتخاب نوع آهنگ خیلی دقت کنید. لازم به توضیح هست که چنانچه به سبک مورد علاقه خودتون گوش بدید طبیعتا تاثیرش بیشتر خواهد بود.

حالا با فرض اینکه تمام شرایط برای گوش دادن یک موزیک آماده هست (البته با هدف افزایش مهارت ها) گوش دادن رو شروع کنید. البته شرایط حاکم هم بسیار مهم هستند، آرامش درونی و بیرونی، کیفیت مطلوب فایل صوتی و تحت پوشش مناسب صدا قرار گرفتن، دقت کنید که استفاده از هدست می تونه بهترین انتخاب باشه.

در ابتدای امر سعی کنید فقط بشنوید، مهم اینه که یک سری تصاویری از موسیقی در ذهن شما تداعی بشه، در قدم بعدی سعی کنید کلمات و محتوا را درک کنید، در صورت درک نکردن چیزی اصلا نا امید نشوید. به خاطر دلایل بسیاری از قبیل نا آشنا بودن لهجه و گویش، تن صدای خواننده و … درک مضامین موجود در موسیقی برای دفعات اولیه کمی سخت است، لذا توصیه می کنم برای هدف دار کردن این امر نوشته های موسیقی را از منبعی موثق تهیه کنید. سایت های بسیاری را می توان از طریق جستجو پیدا کرد، کافیه نام موسیقی رو به همراه کلید واژه lyric برای جستجو وارد کنید، سایت های متعددی در این زمینه متن موسیقی را برای شما آماده کرده اند.

حال برای چند بار متوالی موسیقی را از روی lyricها یا در اصطلاح همان متن موسیقی گوش دهید، به دنبال کلمات ناآشنا گشته و تمامی نکات نا مفهوم رو تا جایی که برایتان ممکن است هموار کنید، درک کامل موسیقی لذت شنیدن آن را برای شما مطمئنا چند برابر خواهد کرد.

همزمان با گوش دادن به موسیقی نکاتی را هم همیشه به یاد داشته باشید، اینکه تمام چیزهایی که جدیدا در این موسیقی یاد می گیرید، علاوه بر اینکه تاثیر مستقیمی بر مهارت listening شما دارد، عملا می تواند تاثیر بسزایی روی speaking یا  مهارت صحبت کردن شما بگذارد، بشرطی که از تمامی اصطلاحات و لغاتی که یاد می گیرید استفاده اصولی بکنید.
سعی کنید موسیقی را در ذهن خود به آرامی زمزمه کنید و از نکات یا کلمات جالب آن در جملات کوتاهی که در ذهن خودتان می سازید استفاده کنید.
mimic کردن یا در اصطلاح همخوانی هم کمک شایانی را خواهد کرد.
و نهایتا اینکه سعی کنید کلمات و اصطلاحات و مفاهیم جدیدی را که مشاهده می کنید حتما به دنبال مصداق واقعی آن ها در زندگی روزمره بگردید و انواع آن را در طمع های مختلف در مکان های مختلف تجربه کنید تا برای همیشه در دایره انگلیسی مغز شما نهادینه شود.
نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 17 |  لینک ثابت   • 

88/08/09

فنون تدریس مهارت خواندن انگلیسی

http://www.englishraven.com/Activities_for_reading.html
نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 17 |  لینک ثابت   • 

88/08/09

راه مترجم شدن از دانشگاه می‌گذرد؟

بسياري از كساني كه رشته مترجمي ميخوانند به اميد آنكه پس از 4 سال مترجم قهار و مشهوري ميشوند كه كتابهايشان چاپ شده و معروف شده و جايزه بهترين مترجم را مي گيرند وارد اين رشته ميشوند.

برآورده نشدن اين آرزو را در گزارشي با سعيد سبزيان مترجم ادبيات داستاني و تئوري هاي ترجمه و مسعود هاشمي مدرس ترجمه دانشگاه آزاد در ميان گذاشتيم...

از اينجا بخوانيد

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 17 |  لینک ثابت   • 

88/08/09

The City in Slang


Irving Lewis Allen, "The City in Slang: New York Life and Popular Speech"

Oxford University Press, USA | 1995 | ISBN: 0195092651, 0195075919 | 320 pages | PDF | 20,6 MB

The American urban scene, and in particular New York's, has given us a rich cultural legacy of slang words and phrases, a bonanza of popular speech. Hot dog, rush hour, butter-and-egg man, gold digger, shyster, buttinsky, smart aleck, sidewalk superintendent, yellow journalism, breadline, straphanger, tar beach, the Tenderloin, the Great White Way, to do a Brodie--these are just a few of the hundreds of popular words and phrases that were born or took on new meaning in the streets of New York.

In The City in Slang, Irving Lewis Allen traces this flowering of popular expressions that accompanied the emergence of the New York metropolis from the early nineteenth century down to the present. This unique account of the cultural and social history of America's greatest city provides in effect a lexicon of popular speech about city life. With many stories Allen shows how this vocabulary arose from city streets, often interplaying with vaudeville, radio, movies, comics, and the popular songs of Tin Pan Alley.

Some terms of great pertinence to city people today have unexpectedly old pedigrees. Rush hour was coined by 1890, for instance, and rubberneck dates to the late 1890s and became popular in New York to describe the busloads of tourists who craned their necks to see the tall buildings and the sights of the Bowery and Chinatown. The Big Apple itself (since 1971 the official nickname of New York) appeared in the 1920s, though first in reference to the city's top racetracks and to Broadway bookings as pinnacles of professional endeavor. Allen also tells fascinating stories behind once-popular slang that is no longer in use. Spielers, for example, were the little girls in tenement districts who danced ecstatically on the sidewalks to the music of the hurdy-gurdy men and, when they were old enough, frequented the dance halls of the Lower East Side.

Following the trail of these words and phrases into the city's East Side, West Side, and all around the town, from Harlem to Wall Street, and into the haunts of its high and low life, The City in Slang is a fascinating look at the rich cultural heritage of language about city life.


depositfiles.com

uploading.com

mirror

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 17 |  لینک ثابت   • 

88/08/04

بررسي فعل hang

با دوستي ديروز بحث بر سر فعل hang شد...

در انگليسي قديم براي فعل hang دو فرم متفاوت وجود داشت: hon و hangen

عجب اين فعل hang فعل عجيبيه. هم بي قاعده است هم بي قاعده! كه البته در هر نوعش معني متفاوتي داره..

در حالت با قاعده:

hang, hanged, hanged
به معناي دار زدن (از گردن و با طناب)

در حالت بي قاعده:
hang, hung, hung
به معناي آويزون كردن يا ثابت كردن روي چيزي (براي مدت نامعين)

مثلا افراد hanged ميشوند يعني دار زده ميشن (آويزان شدن كوتاه مدت)
اما عكس را روي ديوار hung ميكنيم يعني آويزان ميكنيم! (آويزان ماندن مدت دار و طولاني)
دوم اينكه فعل hung براي غير انسان و بي جان استفاده ميشه اما hanged تنها اعدام انسان استفاده ميشود...

وقتي شما منظورتون اعدام از طريق مصلوب كردن باشه حتما از فعل hung استفاده ميشه! و نه hanged

جالب اينه كه توي دار چون طرف زود ميميره ميگن hanged
اما تو مصلوب كردن چون طرف آروم جون ميده! بهش ميگن hung

از نظر زبان شناسی هم در بحث morphology یک فرایند به نام bifurcation داریم.

در این فرایند ما 2 معنی یک فعل رو به 2 قسمت (به 2 فرم) تقسیم می کنیم. در اینجا ما برای دادن 2 معنی به فعل hang از 2 فرم hanged و hung استفاده نمودیم .

البته از منظر contrastive analysis و hierarchy of difficulties به این فرآیند split نیز می گویند.

نوشته شده توسط Http://www.khavari.ir در 19 |  لینک ثابت   •